از روز تیغ تا امروز چهل بار آفتاب داغ بر کربلا تابیده است

گریه ی آسمان چهل روزه شد
1398/7/26
701507

صحرا غمگین شده است چهل روز است که گلهای خوشبوی محمدی از باغستان خویش جدا گشته اند و باغبان خود را تنها نهاده اند. 


اما خوب که گوش کنی اینک صدای پایشان را می شنوی، صدای پای کاروان شام، آمده اند تا به چهل روز سکوت مطلق دشت نینوا پایان دهند، آمده اند تا خون بگریند بر خون خدا، صحرا را می نگرند، پیکر مولایشان را می بینند که در کنار یاران مدفون است و علی اکبر نزدیکترین فرد به اوست، پیکر مطهر قمر بنی هاشم آن دورتر به خاک شده است، پیکرها همانجایند که موقع شهادت به خاک افتادند، زینب در جستجوی پیکر پاره پاره ی برادر خود را به گودی قتلگاه می رساند، زنان و کودکان زجه میزنند و هرکدامشان به دنبال گمشده ای هستند، فرات نزدیک است اما دیگر کسی آب نمی خواهد، هر کدام از افراد کاروان به نوعی تجدید خاطره می کنند.


اما این زینب است که از حسینش جدا نمی شود و با اینکه دو پسرش را در عاشورا از دست داده سراغشان را نمی گیرد؛ گویی آنها را به برادرش هدیه داده است، با برادرش درد دل می کند، از چهل روز رنج اسارت می گوید، از تازیانه ها می گوید، از خرابه شام، از رقیه، از پاهای پر آبله، از نمازهای نشسته، از قامت خمیده، از صورت های ارغوانی، از عقده های وا شده، دیده های دریا شده، سینه های غوغا شده، طاقت های طاق شده، حریم های شکسته شده، یتیم های آواره شده، دلهای شکسته شده...

اربعین تجلی مصائب زینب است
ایوب که نه؛ مظهر صبر، زینب است
گر غم عالم همگی جمله شود

بازهم غم اکبر، غم زینب است

امام حسین(ع) چگونه جواب درد دلهای زینب (س) را بدهد در حالیکه خون از رگهای گلویش بر سینه و شانه اش فرو ریخته و بین سر و بدنش جدایی افکنده است...

محمد فتحی
بادصبا
همراز سحرخیزان، همراه برنامه ریزان


خانواده گرامی بادصبا
ضمن تسلیت این ایام عزیز، لازم دیدیم یادآور شویم فراخوان عکاسی ویژه اربعین که در اینستاگرام بادصبا در حال اجرا می باشد، از تاریخ 98/7/24 شروع و تا پایان مهر ماه ادامه دارد.

پس از اتمام این پویش طی قرعه کشی به 6 نفر از شما همراهان جایزه ای نقدی معادل مبلغ 500 هزار تومان اهدا خواهد شد.
برای کسب اطلاعات بیشتر لطفا کلیک کنید.
badesaba_app@

التماس دعا