زینب شدی و زینت بابای کربلا

بَشّر الصابِرین
1397/1/12
661265

((داغ مادر)) فصل اول از مصیبت نامه زینب است.بعد از آن 25 صفحه سفید که پدرش با قلم سکوت و مرکب غم نوشته است. 
بعد داستان محراب کوفه است، در دو نیم صفحه سروده شده. 
چند صفحه بعد پاره پاره است، حکایت پاره های جگر ((تنها ترین سردار))
فصل بعد یک حماسه عاشقانه است، به غایت زیبا و غمبار، حکایت قلب صبور بانوست. 

با ((قافله عشق)) شروع می شود و بالای ((تل زینبیه)) اوج می گیرد و در ((خرابات شام)) فرود می آید.

و امشب خط پایان این مصیبت نامه است، با امضای خدا: ((بشر الصابرین))

شکسته بال و پری شوق آسمان دارد
درون سینه خود زخم بیکران دارد
همان که قامت صبر از صبوریش خم بود
در اوج قله ماتم شکوه پرچم بود
همان که آینه روشن حقایق بود
همان که همدم هفتاد و دو شقایق بود
همان که از غم هجران شکسته قامت او
هزار خاطره مانده است از اسارت او
هزار خاطره از شهر و کوچه و از شام
هزار خاطره از سنگ و بام و از دشنام
به چشم خیس من امشب نگاه کن بانو
تمام حس مرا پر ز آه کن بانو


التماس دعا
موج همراه