«فزت و رب الکعبه» ندای بهشتی شدن علی است

یتیم نواز کوفه می‌رود تا جهان را یتیم کند
1399/2/25
696446

سحرگاهی که ندای «قُتِلَ امیرالمؤمنین» گوش کوفه را لرزاند، تن ها پای ایستادن نداشتند.
کوفیان گیج و مبهوت، ناباورانه خبری را زمزمه می‌کردند، که هیچ عقلی یارای باورش را نداشت!
حتی کوچه‌های کوفه هم به سوگ دوری از قدم‌هایی نشستند که هر گام، صلابت مردانگی و عدالت‌محوری را به تن خاکشان ، هجی می‌کرد!

علی (ع) که خود مرگ را اینگونه توصیف کرده است:
«خداوند برای گروهی کشته شدن و برای گروهی دیگر مرگ را مقرّر نموده و هر کدام به اجل معین خود آنگونه که او مقدّر کرده است، می‌رسند؛ پس خوشا به حال مجاهدان راه خدا و کشته شدگان راه اطاعت او.»[1]

اعمال شب  بیست و یکم رمضان

پس چه اِبایی دارد از پرکشیدن به سوی معبود و شهد شهادت نوشیدن و تمام عشق را در آغوش کشیدن؟
چه واهمه‌ای دارد از رفتن از دنیایی که با تمام کینه برابرش قد علم کرده بود و چه ترسی دارد از پرواز ملکوتی بسوی همنشینی با زهرا (س) و محمد (ص)....

بعد او حتی چاه‌های کوفه هم طعم تنهایی را چشیدند و کامشان از نبود اشک‌های شبانه علی، خشکید.
طعم تلخ بی‏ علی بودن را حتی امروز  هم می‌توان چشید؛ طمعی که قرن‏هاست زاده می‌شود و فرقی که هر سال شکافته!


مسجد کوفه!
تو چگونه محراب خویش را از فواره فرق شیرخدا رنگین یافتی و از پایه فرو نریختی؟
چگونه تاب آوردی قامتی علی‌گونه هم آغوش محرابت شود و در خونی پاکتر از زلال چشمه‌ها خود را بغلتاند؟
اما باید گفت در این شب‌های اسیر رخوت و تنهایی از نبود شیرمرد خدای؛ مروت را باید از کاسه‌های شیر آموخت که هنوز در برابر خانه خلیفه صف کشیدند اگر چه نیک می‏ دانند که دیگر کار از کار گذشته و نوشدارو بعد دلدار، کارساز نیست!

زهرا مرادوند
باد صبا
همراز سحرخیزان, همراه برنامه ریزان
www.badesaba.ir

[1]:نهج السعاده، ج ۲، ص ۱۰۷