مسئولیت و انجام تکلیف

با کاروان حسین علیه السلام
1398/6/10
820344

پیامبر اسلام که از میان امت رفت دیگر آن محور اتحاد یگانه در جامعه وجود نداشت و اختلافات زیاد شده بود. هر واقعه ای که اتفاق می افتاد فریاد وا اسلاما و وا محمدا از سوی برخی از صحابه پیامبر بر می خواست. سالها سپری شده بود و پس از شهادت امام حسن علیه السلام، برادرش حسین سعی در اصلاح امور داشت. 


امام که جایگاه ویژه ای در مدینه داشت همواره به عنوان تهدیدی برای حکومت شمرده می شد. امام حسین علیه السلام نیز که می دید چه میزان مردم از اسلام و آیینی که جدش بر پا کرده بود فاصله گرفته اند هرس و اصلاح دین را اقدامی لازم دید و قصد کردند برای اصلاح دین و رساندن پیامش از مدینه خارج شود.
به سوی مکه حرکت کرد و چهار ماه در مکه ماندند تا همچنان از کعبه که نماد وحدت و یگانگی بود و حرم امن الهی، بهره بگیرد و صدای اسلام را برساند به آنانی که به قصد زیارت بیت الله از دیار خود عزیمت کرده بودند.[1] روزانه خیل زیادی از مشتاقان که خبر حضور امام حسین در مکه و در جوار بیت الله را شنیده بودند نزد ایشان می آمدند و حضرت از اسلام می گفت و آیین جدش و لزوم اهتمام به اصلاح آن. حضور امام در جوار خانه خدا برای خیلی ها سنگین بود و خبر مماشات حاکم مکه با امام سبب برکناری او از سوی یزید شد.[2]
ابن زبیر که می دانست تا زمانی که امام در مکه حضور دارد کسی به او اقبالی ندارد سعی در ترغیب امام به ترک مکه می کرد.[3] ابن عباس هم که نامه یزید را دریافت کرده بود که اخبار حضور و اقبال مردم به ایشان را شنیده بود واسطه شده بود که امام را منصرف کند از حرکتی که از همان مدینه قصد کرده بود.[4]

خداوند اراده کرده بود که دین و آئین پیامبر خاتم را اصلاح کند به بهای قربانی کردن حسین که آخرین بازمانده اهل کساء بود. حسین (ع) می دانست می رود تا شهید شود و هنگامی که او را بر حذر داشتند از مهاجرت به سرزمینی که قتلگاه اش است گفت می روم تا احیا کنم دین جدم را که خداوند اراده کرده است خون بر زمین ریخته ی مرا ببیند تا جانی باشد برای دین و سنتی که پیامبر بر پا کرد.[5]

آری او مامور به انجام وظیفه و تکلیفی بود که باید انجام می داد چرا که در اسلام اصالت با تکلیف است و نه کسب نتیجه که خداست او که مشخص می کند عاقبت امور باید چگونه باشد. چه کارها که فکر می کنی به صلاحت است و خیرت در آن است و نیست و چه خیر هایی که گمان می کنی شر هستند .

بر شما كارزار واجب شده است در حالى كه براى شما ناگوار است و بسا چيزى را خوش نمى داريد و آن براى شما خوب است و بسا چيزى را دوست مى داريد و آن براى شما بد است و خدا مى‏ داند و شما نمیدانید (سوره بقره آیه 216)

قرن ها باید بگذرد تا بدانند امروز نامی نیست از قاتلین حسین جز آنکه بر آنها صبح و شام لعنت فرستاده شود و لحظه ای نیست که یاد حسین علیه السلام شود که اشکی بر مظلومیت او و یارانش ریخته نشود که زنده ماند اسلام به خونش که احیاء کرد اسلام را و بشارتی شد برای آزادگان جهان که بدانند حق مردنی نیست.

سلام بر تو که کشته اشک هایی[6] و بر یارانت و فرزندانت همان ها که عاشقانه به تو ایمان داشتند و تا آخرین نفس از ولایتت خارج نشده و جانشان را فدای راهی کردند که برایشان به خوبی ترسیم کرده بودی که ختم می شود به رضای خدا .

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

مهدی احمدوند

بادصبا
همراز سحرخیزان، همراه برنامه ریزان
www.badesaba.ir

[1] زندگانى دوازده امام عليهم السلام، جلد 2، صفحه 63
[2] زندگانى حضرت امام حسين عليه السلام، جلد‏2، صفحه 399 – 398
[3] زندگانى حضرت امام حسين عليه السلام، جلد ‏2، صفحه 396 به نقل از تاريخ اسلام ذهبى، جلد 4، صفحه 170 (اول حوادث سال 60)
[4] تاریخ مدینه دمشق، صفحه 211 – طبقات الکبری، صفحه 450
[5] اللهوف على قتلى الطفوف، ص 64
[6] ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولویه، کامل الزیارات، النجف، مکتبه المرتضویه، ۱۳۵۶هـ.ق، ص ۱۰۹٫ و شیخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، تهران، کتاب فروشی الصدوق، ۱۳۶۱هـ.ش، ص ۲۱۹، حدیث ۵۲٫ علامه مجلسی، بحار الانوار، تهران، مکتبه الاسلامیه، ۱۳۶۳ش، ج۴۴، ص ۲۷۹، حدیث۶٫