شهادت شهد دو عالم تسليت باد

در سوگ ابوتراب عليه السلام
1398/3/5
796537

آتش تنور هر لحظه سوزنده تر مي شد، چهره به آتش نزديک کرد، فرمود: اي علي بچش طعم آتش را ! اين جزاي کسي است که از وضع يتيمان و بيوه زنان بي خبر باشد.
آري اين همان کسي است که کوفيان ديگر تاب عدالتش را نداشتند.
شب بيست و یکم رمضان است و ديگر کوچه هاي کوفه گامهاي آرام و پرصلابتش را در سکوت وهم انگيز شب نمي شنوند، او که نخلستانهاي کوفه حديث استقامتش بودند و چاههاي آن مامن اسرار مگويش.


علي، قرآن ناطق، 25 سال سکوت و خانه نشيني!!
او علي مرتضي است؛ اولين مسلمان، تنها کسي که دست ياري و برادري در راه رسالت پيامبر بلند کرد همو که به شب هجرت، مرگ را به بازي گرفته و بي واهمه در بستر پيامبر آرميد. او همان علي است که اموال بيت المال را ولو در گردن دخترکش باز پس گرفت، او همان اميري است که خود کفشش را وصله مي زد، همان که پيامبر فرمود من شهر علم هستم و علي دروازه آن، همان سپر پيامبر در جنگ احد، او داماد ختم رسل است همسر فاطمه عليها السلام.
ولي اينک به زهر جهل شقي ترين افراد، محراب مسجد کوفه قامت ايستاده به نمازش را نخواهد ديد، چشمان يتيمان کوفه منتظر مرد انبان به دوش خواهد ماند، بيت المال به تاراج خواهد رفت و ديگر شب قدر عاليقدري چون او نخواهد ديد.
و اينچنين علي عليه السلام نيز در شب قدر ملاک ارزش گذاري مي گردد، دلسپردگي و دل رميدگي نسبت به اوست که عزت و ذلت در پي دارد او قرآن ناطق است.
خوشا آنکه با اوست ...
شهادت شهد دو عالم اميرالمومنين علي عليه السلام بر دوستداران حضرتش تسليت باد.


شب بود و اشک بود و علي بود و چاه بود
فرياد بي‌صدا، غم دل بود و آه بود
ديگر پس از شهادت زهرا به چشم او
صبح سفيد هم‌چو دل شب سياه بود
داني چرا جبين علي را شکافتند؟
زيرا به چشم کوفه عدالت گناه بود
خونش نصيب دامن محراب کوفه شد
آن رهبري که کعبه بر او زادگاه بود
يک عمر از رعيت خود هم ستم کشيد
اشک شبش به غربت روزش گواه بود…

استاد سازگار

اعظم زاهدی
بادصبا
همراز سحرخیزان، همراه برنامه ریزان