وفات حضرت سکینه خاتون دختر امام حسین (ع) تسلیت باد

دختر شهادت و بانوی نور
1398/8/11
656313

به جانم سوگند من خانه ای را دوست دارم که در آن سکینه و رباب باشند. آن دو را دوست دارم و همه ی مالم را برای آنان بذل میکنم و هیچ ملامتگری نیز حق سرزنش مرا ندارد [1]

آری این فرموده سید الشهدا بیانگر محبت شدید ایشان به دختر بزرگوارش سکینه (س) است، همان سکینه ای که در دوران نوجوانی صحنه های شهادت برادران و پدر را از نزدیک نظاره گر بود، ولی به سفارش پدر بزرگوارش گوش جان سپرد و همه رنج ها و سختی ها را با صبر و بردباری تحمل نمود، زمانی که امام حسین برای وداع با اهل بیت به سوی خیمه ها آمد، نزد پدر رفت و صدا زد: بابا! آیا تسلیم مرگ شده ای؟ بعد از تو به چه کسی پناه ببرم؟ امام حسین او را دلداری داده چنین فرمود: "ای نور چشم من، چگونه کسی که یار و یاور ندارد، تسلیم مرگ نشود. ولی بدان که رحمت و یاری خدا در دنیا و آخرت از شما جدا نمیگردد، دخترم بر قضای الهی صبر کن و شکایت منما، دنیا محل گذر است ولی آخرت خانه همیشگی است"

امام حسین(ع) آنگاه که بی تابی و گریه دخترش را دید افزود: "سکینه جان، بدان که بعد از من، آنگاه که مرگم فرا رسد، گریه ات طولانی خواهد بود، مادامی که روحم در بدنم جاریست، تو با اشک حسرتت، قلبم را آتش مزن، پس آنگاه که کشته شدم تو به آنچه میکنی سزاواری، ای برترین زنان"[2]

اما شاید هیچ جا بر سکینه سخت تر از شام نگذشت، آنگاه که برای حفظ حرمت حرم اهل بیت باید سر بریده ی پدر را فدا میکرد، همانجا که در دروازه شام مردم به تماشای نوامیس الهی ایستاده بودند، سکینه (س) یکی از صحابه پیغمبر را صدا میزند و از او خواهشی میکند: به این کسی که این سر بریده را بر نیزه دارد بگو سر را جلوتر از ما ببرد تا مردم مشغول نگاه به آن سر بشوند و به حرم رسول خدا نگاه نکنند[3]


سلام و درود خدا بر آن بانوی پاک و بزرگوار

محمد فتحی
بادصبا
همراز سحرخیزان، همراه برنامه ریزان

[1]. انساب الاشراف ج ۱ ص ۱۹۵_۱۹۶
[2]. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب ج ۴ ص ۱۰۹_۱۱۰
[3]. خوارزمی، مقتل الحسین، ص ۶۰_۶۱