عاشقانه در انتظار وصال

عاشورا
1398/6/18
747333

سال 61 هجری بود[1] و هنوز مدت زیادی از رحلت پیامبر نگذشته بود و بسیاری از اصحاب و یاران پیامبر زنده بودند و خود شاهد عطوفت و مهربانی رسول اکرم (ص) با امام حسین علیه السلام بودند و به یاد دارند که آن حضرت او و برادرش امام حسن علیه السلام را سرور جوانان اهل بهشت نامیدند.[2] البته اهل کوفه پدر او علی علیه السلام را هم خوب به خاطر داشتند. اندکی بیش از 20 سال از شهادت آن حضرت گذشته بود[3] که این بار میزبان پسرش حسین بودند. چه میزبانان بدی که هزاران نامه دعوت برای ایشان فرستادند و در جوار کعبه در حرم امن الهی با او بیعت کردند و یا با نوشته هایشان عهدی بستند که به سستی تار عنکبوت بود و فرستاده ی او مسلم بن عقیل را تنها گذاشتند در حالی که حداقل بیش از 12 هزار نفر از اهالی کوفه با او بیعت کرده بودند.[4]


حسین علیه السلام تمام راه‌هائی را که می توانست برای حفظ میراث عظیم اسلام به کار گرفت؛ از تبیین و انذار، از تحرک تبلیغاتی، از بیدار کردن و حساس کردن وجدانهای عناصر خاص که خواص آن زمان بودند و هنگامی که می بیند راهی نیست جز آنکه ایثار کند و از جان خود و اهلش بگذرد از آن دریغ نمی کند.
صبح روز عاشورا امام حسین علیه السلام آخرین تلاش های خود برای هدایت و بازگردان فریب خوردگان سپاه دشمن را انجام می دهد و آنها را موعظه می کند ولیکن قلب آنان آنقدر سیاه است که کلام امام در آنها اثری نمی کند.[5]

یاران و فرزندان امام یک به یک وارد معرکه جنگ می شوند و یکی پس از دیگری با مجاهدت و پیکار با دشمن به شهادت می رسند. اولین شهید از بنی هاشم را حضرت علی اکبر علیه السلام ذکر کرده اند؛ او که شبیه ترین خلق خدا بود به پیامبرش.[6] یاران و فرزندان امام که همگی شهید شدند و بر زمین افتادند امام تنها شد و ناله و شیون از اردوگاه اهل بیت برخواسته بود. در این هنگام امام سجاد علیه السلام که در واقعه کربلا بیمار بودند برای کمک به امام پیش آمدند در حالی که از شدت بیماری توان حمل شمشیر را نداشتند. حضرت امر به بازگرداندن ایشان کردند[7]  و رو به شهدای کربلا کردند و اصحاب خود را خطاب قرار دادند. 

ای حبیب بن مظاهر، ای زهیر بن قین و ای مسلم بن عوسجه! ای دلیران و ای جنگاوران روزگار، چرا شما را ندا می‌دهم ولی کلامم را نمی‌شنوید و شما را فرا می‌خوانم ولی اجابتم نمی‌کنید؟ شما خفته و من امید دارم که سر از خواب شیرین بردارید که اینان زنان آل رسول‌اند که بعد از شما یاوری ندارند. از خواب برخیزید ای کریمان و در برابر این عصیان و طغیان از آل رسول الله(ص) دفاع کنید.[8] 
نبرد عاشورا عاقبت پس از دلاوری امام حسین علیه السلام با شهادت ایشان به پایان رسید و خیمه های اهل بیت مورد حمله قرار گرفتند. اسبان بر پیکر مطهر امام تاختند و سر مبارکشان را جدا کردند و به سوی ابن زیاد فرستادند.[9]
اهل بیت به اسارت در آمدند و همراه سرهای شهداء کربلا به سمت شام به حرکت در آمدند. حرارتی از شهادت امام حسین علیه السلام در قلوب مومنین برپا شده است که هرگز سرد نمی شود[10] و پس از قریب به 14 قرن دیده ها به یاد او گریان می شوند.

یا ابا عبداللّه براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام، براستى چه مصیبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمین. 

خدایا قرار ده زندگیم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد.[11]

مهدی احمدوند

بادصبا
همراز سحرخیزان، همراه برنامه ریزان
www.badesaba.ir

[1]. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، موسسه اعلمی للمطبوعات، ص۸۴.
[2]. بحار الانوار، ج 40، ص 68، حدیث 100- امالی ابن اشیخ، ص 32
[3]. شیخ طوسی، امالی، ۱۴۱۴ق، ص۳۶۵؛ ابن حجر، فتح الباری، ج۱۲، ص۲۵۱.
[4]. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۳۴۸.
[5]. طبری، تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۲۴-۴۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۹۵-۳۹۶؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۶–۹۸
[6]. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۶۱-۳۶۲؛ ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۰؛ دینوری، الاخبار الطوال، ص۲۵۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۴۶؛ ابن نما، مثیرالاحزان، ص۶۸؛ ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ص۴۹
[7]. خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۳۲.
[8]. خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۳۲.
[9]. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۴۱۱؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۵۵؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۲۵۹
[10]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏10، ص 318
[11]. برگزیده ای از زیارت عاشورا