طعم نوشین عفو الهی گوارای وجود

عید فطر تابش انوار لاهوتی
1398/3/14
866846

وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَى مَا أَوْلانَا.

و اين بانگ ملکوتي در صبحگاه عيد گوش جان را مي نوازد، جانها از شوق به پرواز در مي آيند، دلهاي پالوده از گناه را مستانه به ساحت عشق مي برند، آنها که اهريمن درون را به بند کشيده اند اکنون زير گنبد لاجوردي گيتي به نيايش ايستاده اند تا سرفرازي در بندگي و خاکساري در برابر ايزد يکتا را به رخ کشند.


در طي يک ماه پرستش معشوق
و عشق ورزي با محبوب مطلق هستي
و گسستن لگام دنيا پرستي
و به مسلخ بردن شهوات،
عيد فطر چون تابش و شکافتن نور  از راه مي رسد
تا آنان که توفيق يافتند رمضان را پاس دارند
و تنها ياد او در دل داشتند بتوانند با توشه اي که به چنگ آورده اند تا رمضان ديگر خويش را از تباهي ها دور، و وجود خود را چون گوهري دردانه پاس دارند.


خوشا رمضانياني که با رسيدن اين ماه حلاوت و شادماني آن را مي چشند و با سپري شدن آن، دلتنگ مي گردند و چشم به راه رسيدن رمضاني ديگرند تا شايد دمي در آغوش پيراستگي و زلاليت و دنياگريزي آرام گيرند.

حضرت علي مي فرمايند: و نداي فرشته اي در آخرين روز رمضان طنين انداز مي شود که مي گويد:
«هان! مژده باد شما را که گناهان گذشته تان آمرزيده شد، پس در انديشه آينده خود باشيد که چگونه باقي عمرتان خواهد گذشت". [1]

و حال پس از قنوت عشق و رخ به درگاهش ساييدن، وقت دهش و بخشش رسيده بايد که باري از دوشي برداشت و  گرد غم از رخسار نيازمندي شست تا مراحل بندگي را با رهايي از تنيدگي مال به کمال رساند.

خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّيْهِمْ بِها: «از اموال آنها صدقه اى (زکات) بگير تا آنها را به وسيله آن پاکسازى و تزکيه کنى»

اعظم زاهدی
بادصبا
همراز سحرخیزان، همراه برنامه ریزان

[1]. ميزان الحکمة، ج 7، صص 131 و 132.