بر همه مسلمین تسلیت باد

رحلت پیامبر اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع)
1398/8/4
564181

لحظات غم باری است، حال رسول خدا(ص) رو به وخامت است. نزدیکان در کنار بستر ایستاده‌اند، تمام ذرات عالم دست به دعا برداشته اند تا شاهد غم فراق بهترین مخلوق خدا نباشند. اما پیامبر می‌داند که امسال سال آخر حیات اوست چرا که جبرییل هر سال یک مرتبه قرآن را بر او نازل می‌کرد اما امسال دو بار، این یعنی اکنون وقت وداع است.
حضرت زهرا (س) با چشمانی اشکبار لحظات واپسین حیات پدر را نظاره می‌کند، و پیامبر (ص) در حالیکه سرش در دامان علی(ع) است به سوی ملکوت می‌شتابد، همانجا که به آن تعلق داشت ... 
آری زمین برای او کوچک و بی مقدار بود، او از ملکوت آمده بود و به ملکوت بازگشت، اما ما زمینیان را تنها گذاشت ... 
اینک این ماییم که با علی(ع) همنوا می‌شویم که می‌فرمود: پدر و مادرم فدای تو ای رسول خدا؛ با مرگ تو رشته ای بریده شد که جز در مرگ تو چنان گسستنی دیده نشده است. 
با مرگ تو رشته پیامبری و فرود آمدن پیامهای آسمانی از هم گسست. 
مصیبت رحلت تو دیگر مصیبت دیدگان را به شکیبایی وا داشت و همگان را در مصیبت تو یکسان عزادار کرد.
اگر تو خود ما را به شکیبایی امر نمی‌کردی، آنقدر اشک می‌ریختیم که اشک دیدگان با گریستن بر تو پایان پذیرد، با این همه، درد جانکاه فراق تو همیشه با ما خواهد بود و این اندوه هرگز از ما جدا نخواهد شد و صد البته که این در مقابل عظمت مصیبت فقدان تو امر ناچیزی است.
 
براستی که خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستند، ای کسانی که ایمان آورده اید شما نیز بر او درود فرستید و به فرمانش به خوبی گردن نهید (آیه 56 سوره احزاب)

صلوات و سلام بر حضرت رسول و فضیلت آن 

این روز همچنین مصادف با شهادت امام حسن مجتبی (ع) است امامي كه پيامبر خدا او را سيدِ جوانان اهل بهشت معرفي كرد.

نفس های امام حسن(ع) به شماره افتاده. سم تمام بدن را فرا گرفته و در اثر آن، رنگ مبارکش متمایل به سبز گشته. امام حسین(ع) بر بالین برادر حاضر می‌شود و می‌پرسد: برادرجان حالت چگونه است؟ حضرت پاسخ داد: در آخرین روز از عمر دنیایم و اولین روز از جهان آخرت، این را بگفت و اشک از چشمان مبارکش سرازیر شد، حاضران عرض کردند: ای فرزند رسول خدا؛ آیا شما نیز با این مقام و منزلت و قرابتی که با پیامبر دارید و با این همه عبادات و طاعات در این لحظات گریه می‌کنید؟ حضرت فرمودند: "من برای دو چیز گریه میکنم:اول برای هیبت و وحشت روز قیامت.دوم به سبب جدایی از دوستان"[1]


محمد فتحی
بادصبا
همراز سحرخیزان، همراه برنامه ریزان

[1]. بحارالانوار ج ۴۳ ص ۳۳۲