روز مباهله مبارک

قرار شد دو طرف تن به احتجاج دهند
1397/6/13
737986

نشانه های نبوت در کلام و رفتار رسول الله آشکار بود، بخصوص برای مسیحیان نجران که این نشانه ها را در کتاب هایشان دیده بودند، اما آنها حق را انکار کردند و دعوت پیامبر (ص)را نپذیرفتند. 
آیه مباهله نازل شد:«هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»
نشانهای دیگر بر مسیحیان آشکار شد. اگر محمد(ص) دروغگو بود هرگز خودش را اینگونه در خطر نابودی قرار نمی داد. با این حال پا پس نکشیدند. صبح فردا آمدند. 
رسول الله (ص) هم آمد با عزیزترین هایش علی و فاطمه و حسنین(ع). 
 
اسقف نگاهی به چهره های نورانی آن 5 نفر کرد و به یارانش گفت: «من چهره‌هایی را می‌بینم که هر گاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه الهی بخواهند که بزرگترین کوه‌ها را ازجای بلند بکند، فوراً کنده می‌شود. بنابراین، هرگز صحیح نیست ما با این چهره‌های نورانی و افراد با فضیلت، مباهله نمائیم، زیرا بعید نیست که همه ما نابود شویم، وممکن است دامنه عذاب گسترش پیدا کند، و همه مسیحیان جهان را بگیرد و بر روی زمین یک مسیحی باقی نماند»

مسیحیان نزد رسول الله رفتند و پیشنهاد دادند که با پرداخت جزیه (مالیات) بر آیین خویش باقی باشند. 
هر چند اهل نجران زیر بار حق نرفتند اما این واقعه سندی مهم بر حقانیت دعوت رسول الله و منزلت والای اهل بیت پاکش گردید. [1]

قرار شد دو طرف تن به احتجاج دهند
که دین مردم خود را مگر رواج دهند
قرارشد همگی با کسان خود باشند
مگرعلاج به یک زخم لاعلاج دهند
نبرد شک و یقین بود و باز، اهل یقین
بنانبود به اهل لجاج باج دهند
به حکم امر «تعالوا ...» قرار بود آن روز
مسیحیان همه پایان به یک لجاج دهند
ودر قبال تمام مخالفتهاشان
به رسم روز، به اهل یقین خراج دهند
شعاع نور حقیقت به هر طرف می‌ رفت
که از حجاز به نجرانیان سراج دهند
جهان به نور تو وابسته است، ای خورشید
خوشاکه با «تو» به اهلِ تو تخت و تاج دهند

مطهره عباسیان


باد صبا
همراز سحرخیزان، همراه برنامه ریزان




[1]. برگرفته از کتاب «از مباهله تا عاشورا»، محمد امینی گلستانی