دست من و دامان علیّ بن محمّد

فرمانروای شهر غریب ها
1396/12/29
422548

عشق و علاقه مردم مدینه به فرزند رسول خدا (ص) خلیفه را نگران می کرد. امام هادی (ع) را به سامرا آوردند، هیبت و شخصیت امام آزارشان می داد به هر بهانه ای به ایشان اهانت می کردند امام خم به ابرویش نیامد و فرمود: کسی که خداوند قدر و منزلتش را بلند سازد با این اعمال کوچک و حقیر نمی شود.
مردم سامرا هم شیفته امام شدند. با وجود آن همه محدودیت و نظارت صدها نفر توانستند از وجود پر برکتش استفاده کنند.
وجود امام(ع) دیگر برای خلیفه قابل تحمل نبود. تا کی می توانستند مردم را به جرم دوستی با ایشان شکنجه کنند و به قتل برسانند.
پس این بار امام(ع) را مسموم کردند و در سومین روز از ماه رجب به شهادت رساندند و بار دیگر شیعیان و دوستان اهل بیت را عزادار نمودند.

تنها، غریب، بی کس و بی آشیان شدی
تبعیدی مجاور یک پادگان شدی
طوفان غم شکوه بهار تو را گرفت
بیهوده نیست این همه رنگ خزان شدی
آقا ... مدینه ، سامره فرقی نمیکند
وقتی شبیه مادر خود قد کمان شدی
مانند کوه مانده ای و ایستاده ای
هرچند بارها هدف دشمنان شدی

جواد پرچمی

التماس دعا
موج همراه