نامه رهبری به رئیس جمهور در مورد مشائی و حواشی آن
بعد از صحبتهای آقای ابوترابی، نائب رئیس مجلس، در مورد نامه رهبری به احمدی نژاد در مورد عزل مشائی، و پخش شدن این خبر در رسانه ها و اظهار نظر افراد مختلف در این مورد و سکوت احمدی نژاد، همه دوستداران انقلاب که با عشق به رهبری و نظام ولائی به احمدی نژاد رأی داده بودند، دچار حیرت و سردرگمی شدند. اصلا انتظار این همه تعلل از احمدی نژاد نداشتند. همه علاقه ما به احمدی نژاد و حمایتمان از او، فقط به این خاطر است او را یک سرباز مطیع رهبری می دانیم. ما با هیچ شخصی عقد اخوت دائمی نبسته ایم! کوچکترین زاویه گرفتنی با رهبری و ولایت، را برنمی تابیم و برایمان قابل تحمل نیست، همانطور که در این سالهای اخیر، مواضع و اظهار نظرهای هاشمی رفسنجانی را تحمل نکرده و نخواهیم کرد!
اینها را گفتم که کسی فکر نکند من احمدی نژاد را آخر اصولگرایی و نماد تمام آرمانهایم می دانم. امروز تبلور آرمانها و اندیشه های پیر و مرادم، امام خمینی عزیز را در خلف صالح ایشان، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (روحی فداه) می دانم و به پیروی و سربازی ایشان افتخار می کنم.
اما در مورد مسائل پیش آمده در این یک هفته اخیر، چند نکته را به دوستانم یادآوری می کنم :
۱٫ از همان آغاز دولت احمدی نژاد، اسفندیار رحیم مشائی با اظهار نظرهای عجیب و بعضا خلاف عرف به یک عنصر حاشیه ساز تبدیل شد و بهترین گزینه برای تخریب دولت نهم بود. با اضافه شدن کردان و رحیمی، یک مثلث شومی تشکیل شد که تمام اقدامات مثبت و تحولات بزرگ دولت نهم را تحت الشعاع قرار داد و زیان مخالفان را باز کرد. البته به نظر من افرادی مثل کردان و رحیم مشائی، آنگونه که رسانه های مخالف دولت و حتی بعضا اصولگرا ترویج می کردند، مشکل دار نبودند. مشایی و کردان و رحیمی در زمانی گافهایشان علنی و رسانه ای شد که فضای باز سیاسی و رسانه ای، باعث می شد که مخالفان و تخریبگران دولت، از هر نوع اشتباه و سهل انگاری به راحتی نمی گذشتند و از کوچکترین اشتباه، بزرگترین هجمه تبلیغی را علیه دولت کلید می زدند.
اما با همه این اوصاف، وقتی بحق یا نابحق، یک شخصی تبدیل به نیروی سوخته شد، باید او را کنار گذاشت و دولت را درگیر تبعات منفی آن نکرد. رحیم مشائی، اگر فردی سالم، پاک، انقلابی، مومن و مدیر موفقی هم باشد، بعد از اینکه تبدیل به یک نیروی سوخته شد، باید او را کنار گذاشت، این قاعده بازی است! دیگر استفاده از چنین نیرویی به مصلحت دولت و شخص رئیس جمهور نیست و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به رئیس جمهور خواهد شد.
۲٫ اینکه مقام معظم رهبری به رئیس جمهور نامه خصوصی بنویسد، پیغام شفاهی بدهد، حضورا به او توصیه ای بکند، حتی امر و نهی کند و توپ و تشر هم بزند، نه چیز جدیدی است و نه عجیب. این نامه رهبری، نه اولین مورد بوده و نه آخرین آن خواهد بود. این موارد همیشه محرمانه و در سطح اطرافیان محدود و محرم دو طرف باقی می ماند، اما چیزی که بیشتر به قضایای این چند روزه دامن زد و بعید می دانم خود رهبر معظم هم از این اتفاق راضی بوده باشد، علنی شدن غیر رسمی چنین نامه ای بود. وقتی دفتر رهبری و پایگاه مرکز نشر آثار ایشان، چنین نامه ای را علنی نکرده بود، آقای ابوترابی، نائب رئیس مجلس، به چه مجوزی و به چه هدفی این کار را انجام داد؟ چرا اینقدر از چنین نامه ای حرف زدند و توصیه ها کردند، که حتی برخی در اصل وجود چنین نامه ای تشکیک کردند تا دفتر رهبر معظم انقلاب، به ناچار بعد از چند روز اقدام به انتشار رسمی آن کرده و در صدا و سیما هم قرائت شد. به نظر من اگر خود رهبر معظم، مصلحت را بر اعلام عمومی آن ، در زمان نوشتن نامه، می دیدند، در همان روز ابلاغ این نامه، آن را به طور رسمی منتشر کرده و در صدا و سیما هم به صورت عمومی قرائت می شد. به نظر من آنهایی که این همه جوالدوز به احمدی نژاد زدند، باید یه سوزنی هم به آقای ابوترابی و دوستانش بزنند، و از آنها بپرسند چرا به خاطر اهداف خودشان با اقدامات رهبری هم بازی می کنند؟!
۳٫ جریان اصولگرایی و عدالتخواهی طرفدار احمدی نژاد، به حق، به این تعلل احمدی نژاد عکس العمل نشان داد تا به احمدی نژاد بگوید که این ۲۴ میلیون رأی تو، رأی به ولایتمداری و اصولگرائی تو بود و اگر بخواهی ذره ای کوتاهی کنی، ما کوتاه نخواهیم آمد؛ اما من لحن صحبتهای یک طرفه و ناقص برخی از این موضع گیریها را نمی پسندم و با آنها موافق نیستم. به عنوان مثال اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل خطاب به رئیس جمهور نامه ای نوشتند و گفتند :”به هزار و یک دلیل مشروعیت مشایی را زیر سوال میدانیم.”
به چند دلیل هم نه و به هزار و یک دلیل! چرا دانشجویان ما باید اینقدر بی بصیرت باشند که به مصلحت نبودن یک سمت اجرایی برای یک فردی را، مساوی با حذف و طرد و له کردن وی بدانند! این عزیزان در نامه شان در مورد مشائی نوشته اند:” شهوت قدرت و مقام خواهی در وی به حدی بروز و ظهور یافته که حتی یک بار هم از لسان او کلمه استعفا شنیده نمی شود” آیا به راستی اینچنین است؟ حال که بعد از اعلام رسمی نامه رهبری به رئیس جمهور، آقای مشائی اینگونه نوشته است:“ در پی صدور نامه مقام عظمای ولایت که امشب از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد کناره گیری خود از مسئولیت معاون اول رییس جمهوری را به استحضار می رساند” و خودش را سرباز دولت مردمی و نظام ولائی دانسته است، نباید در قضاوت عجولانه خود تجدید نظر کنند؟ اصلا در مقام دفاع از گفته های مشائی نیستم، خودم هم از همان ابتدا جزو منتقدین ایشان بوده و هستم، بلکه حرف من این است که باید با صبر و بصیرت، مسائل را تجزیه و تحلیل کنیم و در واکاوی عملکرد و شخصیت افراد، همه هستی و آبرو و شخصیت آنها را زیر سؤال نبریم، همانطوری که دیروز، رهبر فرزانه انقلاب، به خوبی این مطلب را روشن کردند:” رد دیگران، طرد دیگران، به طور مطلق در سر مسائل درجهى دو، مصلحت نیست… من مىبینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضىها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکارى باید بکنند؛ همه باید براى ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همهى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛ اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بىانصافى کنید، بىعدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بىعدالتىها را همه کنار بگذارند؛ بىانصافىها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بکنند.”
۴٫ من در دور اول و دوم انتخابات سال ۸۴ و در انتخابات اخیر، به محمود احمدی نژاد رأی دادم و به این رأی دادن و حمایت از ایشان افتخار می کنم، من احمدی نژاد را نه معصوم می دانم و نه یک انسان کامل و بدون اشتباه، این وقایع اخیر را هم یک تعلل و اشتباه می دانم، نه یک انحراف و خارج شدن از مسیر انقلاب. هر کسی در زندگی اش حب و بغضهایی دارد که باعث لغزیدن و اشتباه در تصمیم گیری اش می شود. به نظر من، همانطوری که امثال مسیح مهاجری، به خاطر ارادت بی پایانشان به آقای هاشمی رفسنجانی، حتی حاضر به مسکوت گذاشتن سخنان رهبری می شوند، احمدی نژاد هم به خاطر ارادت ویژه اش به اسفندیار رحیم مشائی، دچار این لغزش شد و اگر نخواهد نگاهش به رحیم مشایی را اصلاح کند، ممکن است همین ارادت ویژه اش، او را به انحراف بکشاند! هر چند قبول دارم که در حق رحیم مشائی بی انصافی شده و شناخت ما از شخصیت ایشان تحت تأثیر رسانه ها و تخریب هاست و قطعا ایشان خصوصیات و ویژگی های خوبی دارند که باعث جذب افرادی مثل احمدی نژاد به ایشان شده است، اما نباید این حب و بغض، یاعث کور و کر شدن و ندیدن ضعفهای بزرگ او شود.
یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند!!
۵٫ اما در مورد حمایتهای رهبری از دولت نهم و شخص دکتر احمدی نژاد: خوشحالم که رهبرم از بازگشت قطار انقلاب به ریل اصلی اش راضی است و این را هم می دانم که خود رهبر معظم انقلاب که این همه از این دولت حمایت می کند، هم از اشکالات این دولت مطلع است و هم از ضعفهای شخصی احمدی نژاد. اما تفاوت نوع نگاه رهبری، با نوع نگاه سایر موافقین و مخالفین دولت در جامعیت نگاه ایشان است. ایشان خودشان ۸ سال رئیس دولت بوده اند و دو رئیس جمهور ۸ ساله را هم قبل از این دولت، تجربه کرده و با آنها کار کرده اند و این ۴ سال هم با این دولت کار کرده اند، اعلام نظر و دیدگاههای ایشان، مثل خیلی از ماها، اظهار نظر در خلأ نیست، بلکه ایشان در تمام مسیر این ۲۸ ساله، در متن قضایا بوده و از موضع یک کارشناس خبره و مطلع، دیدگاهها و عملکردهای دولت را بررسی کرده و اعلام نظر می کنند. اشتباه خیلی ها این است که حمایتهای رهبری را فقط از موضع ولائی می بینند و نه از موضع یک کارشناس خبره و مطلع و آگاه به همه نکات مثبت و منفی عملکردها و دیدگاههای یک دولت.
۶٫ به فرموده رهبر معظم انقلاب” در نظام جمهوری اسلامی همه ضمن اعلام پایبندی خود به اصول، و با سلایق مختلف در کنار هم باشند”. ایشان اختلاف سلیقه را امری طبیعی دانستند و با اشاره به اینکه اختلاف سلیقه در همه دورانهای مختلف وجود داشته است افزودند:” اگر این اختلاف سلیقه ها و برداشتها با هوای نفس مخلوط شد، کار خراب می شود. بنابراین باید ملاحظه کرد کجا اختلاف سلیقه براساس هوای نفس و کجا براساس احساس تکلیف است. قضایای چند روز اخیر نباید وسیله ای برای ایجاد اختلاف و شکاف شود و همه باید برادرانه با هم همکاری و برای پیشرفت کشور تلاش کنند.”
تو لسان الحق و محتاج نی و خامه نهای جان محمود به قربان تو ای خامنهای


