ارسال شده در مورخ ۹ تیر ۸۸ توسط سید ابراهیم | موضوعات: سیاسی | نظرات: ۴ نظر
امروز ظهر که پیام آیت الله حائری شیرازی به رهبری را خواندم، به بصیرت و ولایت پذیری یکی دیگر از سربازان خمینی آفرین گفتم. بدون هیچ توضیح دیگری شما را به خواندن این پیام دعوت می کنم:
بسمالله الرحمن الرحیم
محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله خامنهای مدظله العالی / سلامعلیکم بما صبرتم
خطبه این هفته شما در تعقیب حضور ۸۵ درصد مردم در جمعه گذشته با آن آزادی مطلق و بالاتر از آن، آگاهی بیسابقه، نشان از عبور امت با امام خود از مرحلهای و کلاسی به کلاس بالاتر است. یادتان هست در روز قبول قطعنامه که به دعوت شما در دفتر شما حاضر شدیم و هرکس برای ثبت در تاریخ، مطلبی گفت. عرض کردم این امتحان، اطاعت امت از امامت در چهره حسنی است و بعد از پیروزی امت در ۸ سال دفاع مقدس به عنوان اطاعت امت از امامت در چهره حسینی است.
قبل از آن در روز عزل بنیصدر در صحبت ۳ دقیقهای که مرحوم رجایی آن را بین هیات دولت توزیع کرده بود، گفته شد؛ امت به تبعیت از امام در حال حرکت است. هرکس حرکت نکند، جا میماند و امت وقتی به او نرسیده و میخواهد به او برسد، او را روی دست بلند میکند و روی سر میگذارد. وقتی به او رسید، نگاهش از وی برمیگردد، وقتی از آن گذشت، وی را پشت سر میاندازد و این امت در گذشته کسانی را روی سر گذاشته و بعد از عبور از آنها، آنها را زیر پا نهاده است. در آینده هم کسانی را روزی روی سر و زمانی زیر پا میگذارند و از بیوفایی امت نیست؛ نتیجه حرکت کردن امت و تعلق و وابستگی شخصیتهاست.
در روز شهادت شهید رجایی که با وی هفتگی کلاس داشتم، گفتم عبور از هر مرحله مثل وضع حمل است و شیرازیهای ما این حالت درد کشیدن را که میبینند، میگویند (خدا بدتری بدهد) خدایش رحمت کند، یکهای خورد؛ اما خود را جمع کرد. نمیدانم چه چیزی به یادش آمده بود.
آهنی که باید از آن شمشیری ساخته شود، زیر ضربات پتک مرتبا از آن ریزش میکند و از ماده آن کاسته میشود؛ اما صورت به رسالت و غایت کامل خود نزدیک میشود با هر ریزشی، برندگی و با هر ضربهای، صلابت آن بیشتر میشود و با هر سفری بین آب و آتش آبدیدهتر میشود. امام در عبور از قائممقام خود روز سختی را میگذراند و میگوید که من با کسی عقد اخوت نبستم. محرمانه اشک ریخت؛ اما دستش نلرزید. روز عبور امت از بستگان و دلبستگیهاست. آیتالله خزعلی عمل آیتالله گیلانی را تکرار میکند. مگر نه این است که به سمت آن موعود میرویم، پس باید از نهر طالوت بگذریم. فمن شرب منه فلیس منی و من لم یطعمه فانه منی. تعلق به خود و آبروی خود و بستگان، نوعی شرب از نهر طالوت است. امام فرمود اگر احمد کاری کند که مستوجب حکم باشد، اجرا میکنم و سر من ناراحت نمیشود. شما برای حفظ عزت خود کاری نکردی. یادتان هست قبل از رحلت امام به یک ماه کمتر و یا بیشتر به شما عرض کردم ریاستجمهوری تمام میشود، شما بعد از آن چه خواهید کرد، گفتید حوزه میروم، مگر این که امام نهیام کند. من بعد از ریاستجمهوری اگر امام به من بگوید مسوول عقیدتی سیاسی ژاندارمری یکی از روستاهای سیستان و بلوچستان شوم، تردید نمیکنم. شما رهبری را نخواستهاید، رهبری شما را خواست. رسول خدا به عمویش فرمود: یا عم ان الاماره ان طلبتها وکلت الیها و ان طلبتک اعنت الیها.
از یاد نمیبرم روز رایگیری برای رهبری را که وقتی از شما نام برده شد، ناراحتتر از همیشه بدون اجازه پشت تریبون رفتید و اعتراض کردید و شورای نگهبان به شما گفت چرا جلوی اجرای قانون را میگیرید و شما برگشتید و به جای خود نشستید. رهبری شما را طلب کرده است و شما اعانت خواهید شد. وعده خداوند حق است. اگر قرار است قانون اجرا شود، باید از بزرگان که قله اجتماع هستند، آغاز شود. در کشاورزی، مخزن آب را در مرتفعترین نقطه قرار میدهند. آب از پایین به بالا نمیرود. قانون هم از بالا به پایین حرکت طبیعی آن است. و امرت ان اکون اول المسلمین. آن که بیش از هزار و صد سال است به هرکس میگوید ایکم یاخذ جمره فی کفه فیترکها حتی یبرد، تا بالاخره امام جمره سلطنت پهلوی را گرفت تا سرد شد، جمره حکومت بعثی را گرفت تا سرد شد. جمره استکبار جهانی در چهره اسرائیل را حزبالله گرفت تا بعد از ۳۳ روز سرد شد. حماس هم گرفت تا بعد از ۲۲ روز سرد شد. مساله، مساله گرفتن آتش در دست است و این ایام آخرالزمان است که ایمان در دل نگه داشتن از آتش در دست نگه داشتن سختتر است. این همه شهدا سوختگیهای دست امت است که آتش استکبار را نگه داشته و تاکنون از نگه داشتن آن خم به ابرو نیاورده است. این آتش بالاخره سرد خواهد شد، همان طور که شاه و صدام سرد شدند. امام با سرد شدن آتش شاه به میان ما برگشت و آن منتظر با سرد شدن آتش استکبار است که زیارتش میکنیم.
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
وین دل شوریده حالش به شود دل بد مکن
وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر طرف چمن
چتر گل بر سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
والسلام علیکم و رحمتالله
محیالدین حائری شیرازی
Share on Facebook
ای سرو ناز حُسن که خوش می روی به ناز
عشّاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز

صحبتهای حکیمانه مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه امروز، فصل الخطابی بود که وظیفه همه رهروان ولایت را به روشنی مشخص کرد. خوشحالم که در عصر زعامت فقیهی آگاه به زمان و پدری صبور و رهبری توانا مانند آیت الله خامنه ای زندگی می کنم و خدا را به پاس این نعمت بزرگ شکر گذارم.
اَللّهُمَّ اِنّى اَرْغَبُ إِلَیْک َوَاَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّةِ لَکَ مُقِرّاً بِاَنَّکَ رَبّى وَ اِلَیْکَ مَرَدّى اِبْتَدَاْتَنى بِنِعْمَتِکَ قَبْلَ اَنْ اَکُونَ شَیْئاً مَذْکُورا وَخَلَقْتَنى مِنَ التُّرابِ ثُمَّ اَسْکَنْتَنِى الاَْصْلابَ آمِناً لِرَیْبِ الْمَنُونِ وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنینَ فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ صُلْبٍ اِلى رَحِمٍ فى تَقادُمٍ مِنَ الاَْیّامِ الْماضِیَةِ وَالْقُرُونِ الْخالِیَةِ لَمْ تُخْرِجْنى لِرَاْفَتِکَ بى وَلُطْفِکَ لى وَاِحْسانِکَ اِلَىَّ فى دَوْلَةِ اَئِمَّةِ الْکُفْرِ الَّذینَ نَقَضُوا عَهْدَکَ وَکَذَّبُوا رُسُلَک َلکِنَّکَ اَخْرَجْتَنى لِلَّذى سَبَقَ لى مِنَ الْهُدَى الَّذى لَهُ یَسَّرْتَنى وَفیهِ اَنْشَاءْتَنى وَمِنْ قَبْلِ ذلِکَ رَؤُفْتَ بى بِجَمیلِ صُنْعِکَ وَسَوابِـغِ نِعَمِکَ…
Share on Facebook
ارسال شده در مورخ ۲۹ خرداد ۸۸ توسط سید ابراهیم | موضوعات: سیاسی | نظرات: بدون نظر
وقتی که کاغذ پاره های مکر پسر نابغه را دیدند، شمشیر زیر گلوی علی گذاشتند و گفتند: علی! بگو مالک برگرده!
تلخ ترین صحنه ای که در تاریخ خوانده ام!
Share on Facebook
ارسال شده در مورخ ۱۹ خرداد ۸۸ توسط سید ابراهیم | موضوعات: سیاسی | نظرات: ۴ نظر
امروز ظهر حدود یک ساعت و بیست دقیقه با یکی از اساتیدم در مورد انتخابات صحبت کردیم، آن هم با تلفن همراه! ایشان از میرحسین حمایت می کرد و من از احمدی نژاد. صحبتها زیاد بود و وقت محدود، اما به مباحث خوبی اشاره شد. نگران موضع گیری های من در انتخابات بود که فکر کنم بعد از این گفتگو، نگرانی های ایشان برطرف شده باشد.
نمی خواهم اینجا در مورد گفته های ایشان داوری کنم، اما بعد از پایان صحبتها، تغییری در موضعم ایجاد نشد، چون من احمدی نژاد را با همه ضعفها و اشکالات خود و اطرافیانش، اصلح می دانم و ادامه گفتمان انقلابی خمینی عزیز را در ریاست جمهوری او می بینم و علیرغم صحبتهای استادم، هنوز هم به میرحسین و اطرافیانش اعتماد ندارم که بخواهم با یک رأی، نقشی در ریاست جمهوری اش داشته باشم.
در پایان گفتگویمان، ایشان قاطعانه گفتند که میر حسین موسوی با اختلاف زیادی پیروز انتخابات می شود و گفتند که این حرف مرا حتما در یک جایی بنویس:”من شرط می بندم که میر حسین موسوی با اختلاف پنج میلیون رأی، رئیس جمهور خواهد شد”. من هم گفتم شما استادید و صاحب نظر، من که جزو عوام حساب می شوم، مثل شما نمی توانم پیش بینی کنم، اما پیش بینی ام این است که:” احمدی نژاد ولو با همان یک رأی من، از رقبایش پیشی خواهد گرفت و انشاءلله رئیس جمهور خواهد شد! ولی تنها نگرانی ام این است که دوستان شما، بعد از شکست سنگین، سلامت انتخابات را زیر سؤال ببرند”
پی نوشت: هر چند شرط بندی در این مورد حرام است و نمی توان به آن عمل کرد، اما به توصیه ایشان که از باب ملاطفت و شوخی های انتخاباتی شاگرد و استادی بود عمل کرده و این جملات را در اینجا ثبت کردم، امیدوارم به زودی قبض تلفن همراهم در خرداد و تیرماه را برای ایشان پست کنم تا به عنوان عمل به شرطش، آن را به عنوان کادو برایم پرداخت کند!
Share on Facebook
ارسال شده در مورخ ۱۶ خرداد ۸۸ توسط سید ابراهیم | موضوعات: سیاسی | نظرات: ۸ نظر
در دوران حکومت امام علی علیه السلام، به آن حضرت خبر رسید که “ابن هرمه” مأمور حکومتی ناظر بر بازار اهواز، مرتکب خیانتی شده است. امام علیه السلام پس از اطلاع، به فرماندار خود در اهواز چنین نوشت:
” هنگامی که نامه مرا خواندی، ابن هرمه را از نظارت بازار برکنار دار و او را به مردم معرفی کن، و به زندانش بیفکن و آبرویش را بریز، و به همه بخشهای تابع اهواز بنویس که من _علی_چنین عقوبتی برای او معین کرده ام. مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی، که نزد خدا خوار می شوی، و من به زشت ترین صورت ممکن تو را از کار بر کنار می کنم و خدا آن روز را نیاورد.
و چون روز جمعه رسید، او را از زندان درآور و ۳۵ تازیانه به او بزن و او را در بازار بگردان. و هر کس گواهی آورد که ابن هرمه از او چیزی گرفته است، او را با گواه قسم بده، و مبلغ را از مال ابن هرمه بردار و به صاحب آن بپرداز و دوباره او را خوار و سر افکنده و بی آبرو به زندان بازگردان، و پاهایش را در بند بگذار، و تنها برای نماز باز کن و فقط اگر کسی برایش خوراک یا نوشیدنی یا پوشاک یا زیر اندازی آورد به او برسان.
مگذار ملاقاتی داشته باشد، تا مبادا راه پاسخگویی به محاکمه را به او یاد دهند و به آزاد شدن از زندان امیدوارش سازند. و اگر دانستی که کسی چیزی(عذری) به او آموخته است که به مسلمانی زیانی می رساند، او را نیز تازیانه بزن و زندانی کن تا توبه کند.
شبها زندانیان را به فضای باز بیاور تا تفریح کنند، جز ابن هرمه! مگر بترسی که بمیرد، در این صورت او را نیز به حیاط زندان بیاور و اگر دیدی هنوز طاقت تازیانه خوردن دارد، پس از ۳۰ روز، ۳۵ تازیانه دیگر- به جز ۳۵ تازیانه نخستین- به او بزن. و برای من بنویس که درباره بازار(و نظارت بر آن) چه کردی، و پس از این خائن، چه کسی را برگزیدی، در ضمن حقوق ابن هرمه خائن را نیز قطع کن.
دعائم الاسلام ۵۳۳-۵۳۲
الحیاة ۴۱۰-۴۰۹
Share on Facebook
ارسال شده در مورخ ۱۴ خرداد ۸۸ توسط سید ابراهیم | موضوعات: سیاسی | نظرات: بدون نظر