Wordpress Themes

به جای شال سبز، کراوات سبز ببندید، اما دروغ نگویید!

این روزها در برخی از پیامهایی که در مسنجر برایم می آید، یا تیتر و متن بعضی از خبرهای حامیان میر حسین موسوی، نکاتی دیده می شود که حکایت از پر کاری آقای ابوالفضل فاتح دارد.

ابولفضل فاتح، طولانی ترین مدیریت را در انجمن اسلامی دانشگاه تهران داشت و بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه، در زمان دوم خرداد، خبرگزاری ایسنا را تأسیس کرد و بعد از چند سال هم برای ادامه تحصیلات تکمیلی در رشته خبر و رسانه، عازم کشورهای غربی شد و اکنون برای پشتیبانی جنگ روانی جبهه اصلاح طلبان، به ایران بازگشته و در ستاد میر حسین فعال است.
وقتی میر حسین موسوی به عنوان یک شعار انتخاباتی اعلام کرد:” پیروز دور دوم انتخابات هستم”، آقای فاتح سریع به میدان آمد و اعلام کرد که آقای میرحسن موسوی در همان دور اول با اختلاف رأی بسیار بالایی رئیس جمهور خواهد شد!
فاتح در جمع وبلاگ نویسان حامی موسوی نیز اعلام کرد که : بر روی عبارت: ” گشتهای ارشاد را جمع می کنم ” بیش از دو هفته وقت گذاشتیم! و آنها را به تلاش در جهت تهیه ” بمب های خبری” با استفاده از فضای منعطف و متکثر سایبر تشویق کرد.
خب البته این شگردهای تبلیغاتی، برای جلب آرا و محبوب کردن کاندیدای مورد نظر خود، به یک روند عادی تبدیل شده است، اما چیزی که قابل قبول نیست، سیاه نمایی و تهمت زدن و دروغ بستن به کاندیدای رقیب است. این روزها در اخبار اصلاح طلبان و پیامهایی که در مسنجرها و شبکه های اجتماعی مثل فرند فید و فیس بوک پخش می کنند، طی یک اقدام حساب شده، دکتر احمدی نژاد را به عنولان یک دروغگو معرفی می کنند! به نظر من این اقدام هم از همان شگردهایی است که آقای فاتح و همکارانش ساعتها روی آن کار کرده اند و با این کار می خواهند با تکرار این تهمت، در اذهان مردم، از دکتر احمدی نژاد یک شخصیت دروغ پرداز بسازند و در همین راستا، ارائه آمارها و پیشرفتهای کشور را دروغی بیش ندانند.
با نگاهی به کارنامه اصلاح طلبان، دروغگویی و فرافکنی را امری عادی در بین آنها می بینیم و شاید این دروغگویی را لازمه سیاست و اداره مملکت بدانند. در ادامه چند مورد از این دروغگویی ها با توجه به اسناد خواهد آمد.

 ۱- همین چند هفته پیش بود که آقای ابطحی، رئیس دفتر رئیس جمهور سابق، در وبلاگش نوشت که آقای خاتمی به دفتر توصیه کرد که از این پس تا بعد انتخابات خرداد ماه سال آینده هیچ سفر جدیدی برای استانها و یا کشورهای دیگر برنامه ریزی نکند. بیشتر کارها هم به سمت جلساتی برود که خبر آن منتشر نمی شود. کاری کنید که جز در موارد ضرورت، برنامه های خبری از کارهای جاری من حذف شود. دستور آقای خاتمی برای این بود که اگر کاندیدا شود حق سایر کاندیداها که نمی توانند از رسانه ملی استفاده کنند ضایع نشود! اما با آنالیز آمار سخنرانی های آقای خاتمی در هشت سال ریاست جمهوری شان، بنا بر آمار ثبت شده در سایت ریاست جمهوری، متوجه می شویم که بیشترین سخنرانی های ایشان در سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۳  بوده است، یعنی سالهای پایانی دولت ایشان و در آستانه انتخابات. این دقیقا خلاف آن چیزی است که آقای ابطحی از توصیه آقای خاتمی روایت کرده است.

۲- جریان دست دادن خاتمی با زنها درسفر ایتالیا و حواشی آن را هم به یاد داریم. ابتدا یکی از معاونین وزارت خارجه دوران اصلاحات اعلام کرد که استقبال از آقای خاتمی در سفرهای خارجی و نیز مراسم سخنرانی‌‏های ایشان به حدّی است که گاه کنترل اوضاع از دست ایشان و اطرافیان خارج می‌‏شود و در این مواقع برخی می‌‏کوشند با رساندن خودشان به آقای خاتمی به ایشان ابراز ارادت کنند که در مواقعی تصور می‌‏شود با آقای خاتمی مصافحه کرده‌‏اند. این در حالی است که اصولا آقای خاتمی به علت ازدحام جمعیت متوجه برخی تماس‌‏ها نمی‌‏شوند!!
و بعد هم دفتر آقای خاتمی یک فتوای عجیب با اصطلاحاتی عجیبتر صادر کرد که به بقیه بفهماند دست دادن خاتمی بی اشکال بوده است. متن فتوای دفتر آقای خاتمی:” در حرمت لمس بدن نامحرم بدون ستر و مانع تردیدی نیست و نیز در اینکه در شرع انور حرمت و وجوب اوّلی به عنوان ثانوی تا بقاء عنوان می‌‏تواند مرتفع شود تردید نباید کرد”

 بعد از اینکه آقای خاتمی این فیلم را تکذیب کرد، عده دیگری به کار کارشناسی روی آوردند وبا شاهد گرفتن انگشتر زرد آقای خاتمی، اعلام کردند که این فیلم جعلی و مونتاژ شده است. البته که من هم اصراری ندارم که یک سید روحانی که رئیس جمهور ایران بوده است را به کار خلاف شرع و عرف محکوم کنم. من هم می گویم انشاءلله که مونتاژی و دروغ است!

۳- اما این فیلم جوک گفتن خاتمی درمهمانی اصلاح طلبان را چه باید کرد؟! من منکر این نیستم که جوک گفتن در مورد قومیتها در کشور ما رواج دارد و متأسفانه قشر فرهیخته ما هم از این امر مستثنی نیستند. اما شخصی که در مسند ریاست جمهوری قرار گرفت، اصلا نباید به خود اجازه بدهد که حتی در حضورش هم قومیتها را به سخره بگیرند و در موردشان لطیفه تعریف کنند، چه برسد به اینکه خودش در مورد عروسی حضرت زهرا جوک بگوید و قومیتها را مسخره کند و بعد هم بگوید ” اردبیل اینه دیگه …”  مطمئنا قوم ترک آنقدر بی اطلاع نیستند که چنین جوکهایی در مورد خودشان را نشنیده باشند و بعضا حتی ممکن است خودشان هم برخی از آنها را برای بقیه تعریف کنند. اما شنیدن چنین جملاتی از شخصی که در رأس قوه مجریه کشوری با اقوام متکثر و گوناگون است، با لباس روحانیت و عمامه سیادت و مدعی اخلاق، برای آنها بسیار سنگین است. و اما این فیلم هم حواشی جالبی داشت . آقای ابطحی این فیلم را به شنود دستگاههای مربوطه نسبت داده و اعلام کرد: ” فیلم ادعائی توسط یک دستگاه دوربین مخفی از جلسه‌ای که اگر راست باشد، خصوصی بوده برداشته شده است” و آقای خاتمی هم اصل وجود چنین جلسه ای را تکذیب کرد! آیا بهتر نبود به شعور مردم احترام می گذاشتند و از مردم معذرت خواهی می کردند؟!

۴- آقای میر حسین موسوی در جواب این سوال که :” این ۲۰ سال کجا بودید و چرا سکوت کردید؟” جواب داده اند که در این ۲۰ سال هیچ رسانه ای سراغ من نیامد! و اینگونه می خواهند اعلام کنند که ایشان را بایکوت کرده اند، اما افراد زیادی این جواب را غیر واقعی خوانده و از دست رد دفتر آقای میر حسین به درخواست مصاحبه با نشریات و رسانه ها سخن گفته اند!

 آخرین مورد آن گلایه یک خبرنگار جانباز ویلچر نشین است که اینگونه می نویسد:

گفتم به ایشان بفرمایید اصلاً مصاحبه هیچ، کسی از اصحاب جنگ و جانبازی اینجاست و دوست دارد نخست وزیر امام(ره) را یک بار از نزدیک ببیند. اما پاسخ این درخواست نیز منفی بود. حقیقتش دلخور شدم. توقع داشتم یک جانباز قطع نخاع ویلچری که در آن هوای گرم خودش را به آنجا رسانده، حداقل برای چند دقیقه به حضور پذیرفته شود. از من اصرار بود و از آن مسئول خوش رو و خوش برخورد دفتر مهندس، انکار، نشد که نشد. گفت وگو با مهندس موسوی به مثابه یک آرزوی حرفه ای ناکام همواره همراه من بود تا همین روزهای اخیر که مهندس موسوی تصویر دیگری از دوران سکوت ۲۰ ساله اش ارایه کرد و حیرت همگان -از جمله روزنامه نگاری چون من- را برانگیخت.

 

علی زاهدی تهیه کننده برخی برنامه های پربیننده شبکه ۳ سیما مانند “فوق العاده”، “محرمانه”، “کوله پشتی” و “پنجره شبانه”  در پاسخ به این سؤال که آیا در لیست مصاحبه های متنوع و متعددی که فرزاد حسنی،مجری این برنامه ها، با شخصیت‌های مختلف کشور گرفته، نام میرحسین موسوی وجود داشته است، گفت:

 در هنگام تولید برنامه “پنجره شبانه” ما از دفتر آقای میرحسین موسوی تقاضای مصاحبه کردیم، اما پس از مدتی پیگیری مداوم، مسئول دفترشان پاسخ دادند که ایشان صلاح نمی داند تا در تلویزیون حضور پیدا کند.”

 

باز هم می گویم که به جای شال سبز، کراوات سبز ببندید، اما دروغ نگویید!
و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون. الا انهم هم المفسدون ولکن لایشعرون

هرگاه به آنان گفته شود در زمین فساد نکنید، می گویند ما فقط اصلاحگرانیم. آگاه باشید که همین ها مفسدند ولی خودشان درک نمی کنند!

 پی افزود:

تصویر نامه های درخواست مصاحبه با میر حسین موسوی_۱

تصویر نامه های درخواست مصاحبه با میر حسین موسوی_۲

تصویر نامه های درخواست مصاحبه با میر حسین موسوی_۳

عوامفریبی و سوء استفاده از ارزشها، احمدی نژاد یا میر حسین موسوی

به مدد رسانه ها و روزنامه ها، احمدی نژاد شخصی عوام فریب نامیده شد و کسی که از نام دین و امام زمان سوء استفاده می کند. اگر می گوید امام زمان زنده است و دارد جهان را مدیریت می کند، حتما منظورش این است که این تورم و گرانی ها تقصیر من نیست!
چند روز پیش در جمع دوستان، در مورد صحبتهای یک نماینده روحانی مجلس حرف میزدیم که گفته بود :” رأی دادن به احمدی نژاد تکلیف است”، البته که این حرف صحیح نیست و این آقای تازه به دوران رسیده بهتر بود به جای صدور فتوایی که شاید در منزل خودش هم به آن عمل نشود، در حمایت از احمدی نژاد، به عملکردهای دولت در حوزه انتخابیه اش می پرداخت و از فعالیتهای مثبت این دولت می گفت و شبهات مخالفین را پاسخ می داد.
همان شب وقتی سایتهای خبری را نگاه می کردم، دیدیم که آقای مجید انصاری در افتتاحیه ستاد آقای میرحسن موسوی در اصفهان فرموده اند:” حضور در ستاد میر حسین موسوی، مانند حضور در مسجد الحرام است!” چه فتوای قشنگی! یعنی بدون هزینه و بدون نوبت می توان حاجی شد. اما نکته جالب اینجاست که این نوع نگاه و این صحبتها، سوء استفاده از مفاهیم دینی و عوامفریبی نیست.
احمدی نژاد حق ندارد در ابتدای سخنرانی اش بگوید :” اللهم عجل لولیک الفرج”، چون این کار عوامفریبی است، اما میر حسین می تواند شال سبز بیندازد و شال سبز را به نماد انتخاباتی اش تبدیل کند و تجمع انتخاباتیشان در برج میلاد را، “غدیر خم در برج میلاد” بنامند!

mirhosin1
باید با صد نوع استدلال، حمایتهای رهبری از احمدی نژاد را توجیه کنیم و همه نگرانی مان این باشد که احمدی نژاد نباید از حمایتهای رهبری و مراجع استفاده کند، اما میر حسین را کاندیدای بیت امام معرفی می کنیم.
حمایت فرزند امام از میر حسین…
حضور نوه امام در جلسه میر حسین…
نقل قولهای خصوصی و اختصاصی از امام در مورد میر حسین…

دنیای قشنگی است!
وقتی صحبت از حمایت امام از یک شخص خاص به میان می آید، اگر آن شخص میر حسین موسوی باشد، می گویند امام تا آخرین لحظات عمرش از میر حسین حمایت می کرد، اما نمی گویند که چرا میر حسین در اوج مشکلات جنگ و قطعنامه، بدون اطلاع امام و رئیس جمهور استعفا داد؟!
اگر آن شخص خاص، کسی مثل آقای مهدوی کنی باشد، می گویند امام فرمود ملاک هر شخص، حال فعلی اوست و اگر تمجیدی از کسی کرده ام ملاک نیست!
اگر عبد الله نوری باشد، سریع می گویند : عبد الله نوری هنوز حکم امام را در مورد نمایندگی در سپاه و جهاد در جیب خود دارد!
آن آقای نامحترم هم کار را به نهایت رسانده و پرده از عقده های خود گشوده و به میر حسین موسوی توصیه کرده که طرح سازمان مجاهدین انقلاب را در مورد دو قطبی شدن انتخابات جدی بگیرد: ” باید از حرفهای شما شعاری بیرون بیاید که فضای انتخابات ۲ قطبی شود به طوری که کاندیداها به ۲ دسته کاندیدای بیت امام و بیت رهبری تقسیم شوند و این طور جا بیفتد که شما کاندیدای بیت امام هستی . باید کاری کرد که این ادبیات وارد فضای سیاسی کشور شود.”
عجب!
چرا کسی فریادش بلند نمی شود که آقایان! چرا از بیت امام و آبروی امام سوء استفاده می کنید؟ چرا کسی در خطبه های نماز جمعه این کار را تقبیح نمی کند و آنرا خطرناک نمی بیند؟ چرا کسی به خاطر سوء استفاده از نام امام، سکته نمی کند؟!       فاما الزبد فیذهب جفاءا و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض

علم خمینی بر زمین نمی ماند، مگر ما مرده ایم!

 

این تازه اولشه!

یکی از این عوضیها که اسمشو نمیبرم
اومده  به اطرافیان میر حسین توصیه کرده
گفته همه جا تبلیغ کنید که  انتخابات دو قطبیه
رقابت بین کاندیدای بیت امام و کاندیدای بیت رهبریه!
این انتخاباتها هم واقعا حاشیه هاش مهمتر از اصلشه
محسن رضایی هم گفته :  میر حسین کشور رو به عقب میبره و احمدی نژاد به دره، لابد فقط خودشه که دست فرمونش خوبه!
کروبی  رو هم عشقه!
بین همه لرهای عالم، عشق است کروبی
خدایی اگه کنار نکشه و مردونه تا آخر بمونه عکسشو میذارم کنار مسنجرم!