برای یاران خاتمی
چند روز پیش جناب آقای خاتمی ، رئیس جمهور سابق کشورمان، سفرهای استانی خویش را از خطه جنوب کشور آغازید و به سه استان محروم فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر رفت. سایتها و روزنامه های طرفدار ایشان هم اعتراض کردند که چرا مسئولان دولتی مانع سخنرانی ایشان شده اند! حتی برخی از مسئولان محلی هم در حمایت از ایشان بیانیه داده و لغو سخنرانی ایشان را محکوم کردند. اما امروز میبینیم که سخنرانی های ایشان در همین شهرها، تیتر روزنامه ها و سایتها شده و حضور مردم در سخنرانی ایشان را نشانه افول محبوبیت احمدی نژاد و اقبال دوباره مردم به یاران خاتمی می دانند. پس کسی مانع نشده و ایشان حرفهایشان را زده اند.
همه این جنجالها و مظلوم نمایی ها طبیعی است، خصوصا از یاران خاتمی و رسانه هایشان که هم در طول هشت سال حاکمیت شان و هم در این چهار سال دولت دکتر احمدی نژاد نشان دادند که آن چیزی که برایشان مهم است، منافع حزبی و گروهی است و دروغ و تهمت و مظلوم نمایی هم جزو همین سیاست بی پدر و مادری است که می خواهند کشور را با آن اداره کنند. دانستن حق مردم است، جوانان را باور کنیم، زنده باد مخالف من، ایران برای همه ایرانیان، … شعارهای زیبایی که به آنها عمل نشد و آقای خاتمی در سالهای آخر ریاست جمهوریشان ، در دانشگاه تهران عملا نشان داد که صدای مخالف را نمی تواند تحمل کند.
همه اینها به کنار، حرف من چیز دیگری است. آقای خاتمی در پیام تشکرشان از مردم این سه استان نوشته اند:
چقدر این مردم خوبند، بیدار، شریف، پایبند به ارزشها؛ اما به شرطی که این مردم به استقبال ما بیایند. به شرطی که عکس ما را بالا ببرند و در حمایت از ما شعار بدهند و به رقبای ما بد و بیراه بگویند. آن وقت معلوم می شود که همین مردم مؤمن، آزادی خواه، پیشرفت طلب و عدالت جو هستند. اما همین مردم اگر علیرغم توصیه ها و بیانیه های ما، به دوستان و حامیان ما نه بگویند و شخص دیگری را رئیس جمهور کنند، می شوند مرتجع و عقب مانده و لشگر گرسنه های قابلمه به دست! و حقشان است که آنها را با دلفین مقایسه کنیم! اگر کسی به خاطر علاقه ای که به آقای خاتمی دارد، عکسش را بالا بگیرد و بگوید خاتمی دوستت داریم، چقدر فهیم و عزیز و متمدن می شود، اما اگر به خاطر علاقه اش به آقای احمدی نژاد همین کار را بکند، می شود عقب مانده و گشنه و دلفین!
سفرهای کاری آقای احمدی نژاد می شود مصداق پوپولیسم و وقتی که در زادگاه آقای خاتمی از ایشان استقبال باشکوهی می شود، یاران خاتمی می نویسند:
خیلی برایم جالب است. آیا این مردمی که به وسیله پانصد، ششصد دستگاه اتوبوس(۱) به آنجا منتقل شدند و به سودای یک ناهار، ساعتها در انتظار آقای احمدی نژاد نشستند، از همین مردمی نیستند که آفای خاتمی حضور آنها را نشانگر اوج بیداری مردم شریف و پایبندی آنان به ارزشها می داند؟! آیا اینها همشهری های آقای خاتمی نبودند؟! چرا همشهری های آقای خاتمی را مشتی آدم علاف و گشنه و تشنه معرفی می کنید ولی در عوض همشهری های من را در اوج شرف و بیداری؟!
اما برای من، همه این مردم، هم شریفند وهم در اوج بیداری. هم آنهایی را که در میدان امیر چخماخ، ساعتها برای استقبال از رئیس جمهورشان منتظر ماندند، می ستایم و هم حضور همشهری هایم را که به استقبال رئیس جمهور سابقشان آمدند ارج می نهم. فراموش نمی کنم اولین سالگرد دوم خرداد را که آقای خاتمی در دانشگاه تهران، مردم کشور را به اقلیت و اکثریت تقسیم کرد و از اقلیت خواست که به رأی و خواست اکثریت (که آن روز حامی ایشان بودند) احترام بگذارند. ای کاش آقای خاتمی و یاران ایشان، این چهار سال، به جای تخریب و تمسخر و سیاه نمایی، به دنبال اصلاحات واقعی بودند و مردم و دولت را یاری می کردند.
من همه این مردم را دوست دارم، چه آن روزی که به خاتمی رأی دادند و چه آن روزی که به احمدی نژاد. و بدم می آید از همه آنهایی که بخواهند برای رسیدن به قدرت، دروغ بگویند و سیاه نمایی کرده و به مردم توهین کنند.
من احمدی نژاد را می ستایم، چون گفتمان اصلی انقلاب ر احیاء کرد.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار رئیس جمهور و هیأت وزیران ۸۴/۶/۸
(۱).برای انتقال ۲۰۰۰۰ نفر از مردم روستاها و شهرهای دیگر، حدود پانصد تا ششصد دستگاه اتوبوس لازم است! لابد این همه اتوبوس را هم از استانهای مجاور آورده اند.


