Wordpress Themes

زنده باد احمدی نژاد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امروز سوم تیر است،

 دومین سالگرد انتخاب بزرگ مردم ایران

 زنده باد احمدی نژاد، زنده باد مردم ایران!

 

 

 

- امروز  رسانه ها در جهت غفلت مردم کار می کنند نه آگاهی بخشی! هر شخصی که یک تریبونی به نام رسانه دارد،( چه روزنامه، چه وبلاگ و سایت… ) سعی در القاء نظر شخصی خودش به جای حقیقت دارد. امروز دیگر حقیقت یک امر مشخص و متفق علیه نیست! حقیقت یعنی آن چیزی که ما می گوئیم و حق هم آن چیزی است که ما طرفدار آن هستیم!

 

-  چه خوب است این روزها، سری به آرشیو روزنامه های ۲ سال پیش بزنیم؛ یادم می آید در بیشتر نظر سنجی های ادعایی روزنامه ها، اصلا اسمی از احمدی نژاد نبود. یعنی اصلاً او را جزو کاندیداها حساب نمی کردند. نظر سنجی های روزنامه “جمهوری اسلامی” حکایت از محبوبیت روز افزون هاشمی رفسنجانی داشت، روزنامه های جناح راست هم یا  لاریجانی را در صدر می دانستند یا قالی باف را. آن روزها گذشت و تاریخ، آن را به خوبی به ذهن خواهد سپرد.

 اما امروز هم چقدر این استراتژی “دروغ گویی”، دقیق و کار راه انداز است. می گویند:” آنقدر یک دروغ را تکرار کن، تا همه باور کنند!”، بیشتر ماها هم  مثل اینکه در درون خودمان به این قضیه باور داریم که:”تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها!” باید آنقدر از معایب احمدی نژاد گفت که مردم فکر کنند “حتما پشت پرده چیزهایی هست که ما  نمی دانیم و نمی فهمیم! “،” حتما فلانی که یک کلاس بیشتر درس خوانده و دانشجوست، واقعا احساس نا امنی می کند و من به خاطر ضعف بینشم این احساس را ندارم!” …

باید آنقدر از مشکلات اقتصادی دولت احمدی نژاد گفت، و آنقدر با تحلیلها و مقاله هایشان بگویند که :” نا امنی اقتصادی که موضع گیری های شخصی احمدی نژاد آن را ایجاد کرده، باعث شده که سرمایه های خارجی فرار کنند”، هر چند که همان کارشناسان و آمارگیران سالهای گذشته بگویند:” سرمایه گذاری خارجی در سال ۸۵ نسبت به سال ۸۳ بیش از سه برابر شده است “،  اما آنها راست می ایستند و می گویند: دروغ است! بانک جهانی که سالهای گذشته برای استناد به عملکرد دولتهای سازندگی و اصلاحات به آمارهایش استناد می کردند، وقتی در گزارش اقتصاد ایران،  15 عملکرد مثبت اقتصادی دولت نهم را بر می شمارد و اقتصاد ایران را رو به رشد اعلام میکند ، باید آن گزارش را خیلی جدی تلقی نکنند و سریع چند نفر به اسم ” اقتصاد دان” نامه ای سرگشاده به رئیس جمهور بنویسند و نسبت به اوضاع نابسامان و بحرانی اقتصاد ایران، اعلام خطر کنند، تا روزنامه های روشنگر! بتوانند تا چند روز خوراک خوبی برای تخریب دولت و پوشاندن گزارشهای مثبت عملکرد دولت داشته باشند!

آری روزنامه جمهوری اسلامی و اعتماد ملی راست می گویند، اما رئیس جمهور در تلویزیون و جلوی چشم مردم همه دنیا خالی می بندد و اوضاع را خوب جلوه می دهد! اینجا هم آنها اصل هستند و آنچه آنها می گویند ، حقیقت دارد و حق همیشه با آنهاست!

یادم می آید زمان انتخابات، وقتی به “قد و قواره” احمدی نژاد گیر می دادند و آن یکی می گفت او بچه است و برای ریاست جمهوری باید “شیخوخیت” داشته باشی!…، با آن نوع عملکرد مخالفان احمدی نژاد که شمشیر را از رو بسته بودند و با توسل به هر ابزاری می خواستند او را از میدان به در کنند، با خودم میگفتم اگر احمدی نژاد یک برگ تخلف مالی و یا مشکل عقیدتی و عملکردی داشت،برای افشای آن و ایجاد یک جنجال تبلیغاتی بزرگ، یک ساعت هم درنگ نمیکردند!

 امروز وقتی خاتمی می گوید دولت او با برنامه ترین دولتهای بعد از انقلاب بوده، لابد راست می گوید. وقتی آقا محسن رضائی می گوید احمدی نژاد نیروی دست چندم آنها بوده و … او هم راست می گوید. اصلا همه مخالفین احمدی نژاد   راست می گویند!!

اینکه خاتمی با دختران اجنبی دست بدهد و با آرامش در کنار خبرنگاری با آن وضع پوشش بنشیند، خیلی مهم نیست، مهم این است وقتی یکی از مسئولین دولت احمدی نژاد در یک مجلسی بوده باشد که در آن یک آوازه خوان مشغول آواز بوده، باید او را تکفیر کرد و خواستار استعفای او شد، ولی دست دادن  خاتمی با زن اجنبی، هیچ مشکلی ندارد.

برادر افروغ! و برادر ابوطالب!،  آیا شما هم مثل آقای خاتمی مدعی هستید که این فیلم ساختگی است، که به آن عکس العمل نشان نمی دهید! آنوقت ما نباید در نیت شما در مقابله با عملکرد سوء مسئولین شک کنیم!چطور “بائک تجر و بائی لا تجر!”

اینها مهم نیست، بلکه مهم این است که دفتر آقای خاتمی توجیه کنند این کار را، فلان شیخ مفتی اصلاحات، خواستار عوض شدن حکم دست دادن با نامحرم شود و خود آقای خاتمی هم به شعور مخاطب توهین کند و  اصل قضیه را تکذیب کند و بگوید این فیلم مونتاژ است! هیچ کدام از اینها هم منافاتی با این ندارد که او رئیس جمهوری باشد برای تمام فصول! او همیشه هم آدمی فرهیخته و روشن فکر باشد.

اما اگر احمدی نژاد بگوید: وقتی سخنرانی ام تمام شد، یک شخصی به من گفت: آقای احمدی نژاد وقتی شما سخنرانی می کردی من احساس کردم که هاله ای از نور از تو محافظت می کرد، باید این جمله را بر سر او هوار کنیم، او را له کنیم. عقایدش را خرافی بدانیم.

یادم می آید اوایل ریاست جمهوری آقای خاتمی، وقتی برای دیدار علما به قم آمده بود، پیش آیت الله جوادی آملی، وقتی می خواسته آقای ابطحی، رئیس دفتر خودش را، معرفی کند، گفت: ایشان فرزند آقای ابطحی هستند که پدرشان هم خدمت امام زمان می رسند! آقای ج

و به فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود میفرستم

 

شاخه یاست اگر بشکسته بود

دستهای باغبانت بسته بود

یاس بوی مهربانی می دهد

عطر دوران جوانی می دهد

یاسها پیغمبران خانه اند

یاسها یاد آور پروانه اند

حضرت زهرا دلش از یاس بود

قطره های اشکش از الماس بود

وصیت نامه حضرت زهرا سلام الله علیها

” بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما أوصت به فاطمة بنت رسول الله صلّى الله علیه وآله أوصت وهی تشهد أن لا إله إلاّ الله وأنّ محمداً عبده ورسوله، وأنّ الجنة حق، والنار حق، وأنّ الساعة آتیة لا ریب فیها، وأنّ الله یبعث من فی القبور، یا علی: أنا فاطمة بنت محمد، زوّجنی الله منک لأکون لک فی الدنیا والآخرة، أنت أولى بی من غیری، حنّطنی وغسّلنی وکفّنی باللیل وصلّ علیّ وادفنی باللیل ولا تعلم أحداً، وأستودعک الله وأقرأ على ولدی السلام إلى یوم القیامة “

بحارالانوار/ ج ۴۳ / ص ۲۱۴

” به نام خداوند بخشاینده مهربان، این وصیت نامه فاطمه دختر رسول خداست که سلام و صلوات خدا بر او باد، وصیت می کند در حالی که شهادت می دهد که:

خدایی جز خدای یگانه نیست

و محمد، بنده و پیامبر اوست،

و بهشت حق است،

و جهنم حق است،

و روز قیامت خواهد آمد و هیچ شکی در آن نیست!

و خدا همه مردگان را از قبر بر می انگیزاند.

ای علی! من فاطمه دختر محمدم، خداوند مرا به همسری تو در آورد تا در این دنیا و  در آخرت برای تو باشم، و تو از بقیه برای من سزاوارتری، حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب قرار بده و بر من نماز بگذار و در شب مرا دفن کن و هیچ کس را مطلع نکن. تو را به خدا میسپارم و به فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود میفرستم “

کجاست عمار؟! کجاست ذو الشهادتین؟!

 

  به ما می گویند شیعه،در تعریف شیعه عبارتهای مختلفی آورده اند:

۱٫شیخ مفید: هر کسی که قائل به نص در مورد امامت علی(ع)  باشد، شیعه است.

۲٫ ابو حاتم رازی: لزم هذا للقب،کل من قال بتفضیله بعده الی یومنا : شیعه کسی است که قائل به تفضیل و برتر شمردن علی بعد از پیامبر اسلام است تا به امروز.

۳٫ جاهز :  کسی که علی را بر عثمان مقدم بدارد، شیعه است.

۴٫ ابوالحسن اشعری : همه کسانی که علی را همراهی کرده و او را بر سایر اصحاب مقدم می دانند، شیعه نامیده می شوند.

۵٫ شهید اول و شهید ثانی: شیعه کسی است که از علی(ع)پیروی کند و او را مقدم بدارد بر بقیه اصحاب.

۶٫علامه طباطبائی: شیعه به کسانی گفته می شود که جانشینی رسول الله را حق اختصاصی خانواده رسالت می دانند و در معارف اسلام پیرو مکتب اهل بیت می باشند.

مهم نیست که قائل به کدوم تعریف باشیم و بقیه ما رو شیعه بدونن یا نه، مهم اینه که خودمون بفهمیم: اونی که ما قراره شیعه اش باشیم ما رو در چه صورتی شیعه خودش میدونه!! در مورد شیعه و وظایف شیعیان زیاد شنیده و خونده بودم، اما این دو قسمت از صحبتهای حضرت امیر علیه السلام در مورد اصحاب با وفا و شیعیان واقعیش خیلی جالب بود برام. از اینکه سعی نکردم برای امامم شیعه خوبی باشم واقعا دلم میگیره و از این همه قیل و قال و وقت تلف کردنها و دور افتادن از اصل خودم شرمنده میشم و اگه یه روزی امامم گفت: تو چه کردی برای ما؟! واقعا جز سر به زیر انداختن هیچ جواب دیگه ای ندارم!!

و قال علیه السلام و قد جاءه نعی الأشتر رحمه الله:

” مالِکٌ و ما مالکٌ! و الله لو کانَ جَبَلاً  لَکانَ فِنداً، وَ لوُ کانَ حَجَراً لکانَ صَلداً ، لا یَرتَقِیهِ الحافِر، وَ لا یوُفِی عَلیهِ الطّائِر!”

قال الرضی: و الفِند:المنفرد من الجبل

ترجمه:

هنگامی که خبر شهادت” مالک اشتر”  که رحمت خدا بر او باد، به امام رسید، فرمود:

مالک! اما چه مالکی! به خدا سوگند اگر کوه بود، یکتا بود، و اگر سنگ بود سرسخت و محکم بود.هیچ مَرکبی نمی توانست از کوهسار وجودش بالا رود و هیچ پرنده ای به اوج آن راه نمی یافت!

شریف رضی(جمع کننده و تدوینگر نهج البلاغه): “فند” به کوه تک و تنها گفته می شود.

نهج البلاغه/حکمتها/حکمت۴۴۳

——   ——- ——– —— —–

” أینَ إخوانی الّذینَ رَکبوُا الطریقَ، و مَضَوُا عَلَی الحق؟! أینَ عَمّار؟! وَأینَ ابنَ التَیّهان؟! وأینَ ذو الشّتهادَتین؟! و أینَ نُظَرائهم مِن إخوانِهم الذینَ تَعاقَدوُا عَلی المَنِیّه، و أبرَدَ بِرؤوسِهم إلی الفَجَرَة “

ثُمّ ضَرَبَ بِیَدِهِ علی لِحیَةِ الشّریفةِ الکریمة، فَأطالَ البُکاء  ثُمّ قال علیه السلام:

أوّهِ علی إخوانی الذین تَلَوُا القرانَ فَأحکَموُهُ، و تدبّروا الفَرضَ فأقاموه و أحیَوُاالسُنّةَ و أماتوُا البِدعَةَ. دُعُو للجهاد فَأجابوُا، و وَثِقوُا بِالقائد فاتّبَعوُه.

ثم نادی بأعلی صَوتِه:

الجهادَ! الجهادَ عبادَالله ألا و إنّی مُعَسکِرٌ فی یومی هذا ؛ فَمَن أرادَ الرِواحَ إلی اللهِ فَلیَخرُج!

قال نوف: و عقد للحسین علیه السلام فی عشرة آلاف،ولقیس بن سعد رحمه الله فی عشرة آلاف، و لأبی ایوب الأنصاری فی عشرة آلاف، و لغیرهم علی أعداد آخر، و هو یرید الرجعة الی الصفین،فما دارت الجمعة حتی ضربه الملعون ابن ملجم لعنه الله، فتراجعت العساکر،فکنا کالأغنام فقدت راعیها،تختفها الذئاب مِن کل مکان!

ترجمه:

« کجایند برادران من؟! همانها که سواره به راه می افتادند و در راه حق قدم بر می داشتند.کجاست “عمار”؟! کجاست” این تیهان”؟! و کجاست” ذو الشهادتین”؟! وکجایند مانند آنان از برادرانشان که پیمان بر جانبازی بستند، و سرهای آنها برای ستمگران فرستاده شد؟!»

سپس دست به محاسن شریف زده و مدتی بس طولانی گریه کرد! پس از آن فرمود:

« آه بر  برادرانم! همانها که قرآن را تلاوت می کردند و به کار می بستند، در فرائض دقت می کردند و آن را به پا می داشتند، سنتها را زنده و بدعتها را  می میراندند. دعوت به جهاد را می پذیرفتند و به رهبر خود اطمینان داشتند و صمیمانه از او پیروی می کردند.»

سپس با صدای بلند فریاد زد:

« بندگان خدا! جهاد! جهاد! آگاه باشید که من امروز لشکری به سوی اردوگاه حرکت میدهم! آنکس که می خواهد به سوی خدا کوچ کند،همراه ما خارج شود!»

“نوف”(راوی این خطبه) گفت: امام برای فرزندش حسین علیه السلام  پرچمی با ده هزار نفر و برای قیس ابن سعد ده هزار نفر و برای ابو ایوب انصاری ده هزار نفر و برای دیگر فرماندهانش، تعداد دیگری سرباز معین کرد. تصمصم داشت به صفین باز گردد. و هنوز جمعه نگذشته بود که ابن ملجم جنایتکار به امام ضربت زد؛ لشکر برگشت و ما همچون گله ای بودیم که شبان خود را از دست داده و گرگها از هر جانب به سرعت به آنها حمله ور شده بودند!

نهج البلاغه/خطبه ۱۸۲