الهی قلبی محجوب…..خدایا قلبم له است
و نفسی معیوب …….وخودم هم که داغونم
وعقلی مغلوب..و عقلم پاره سنگ بر می دارد
وهوایی غالب…………..و هوس بر من سواره
و طاعتی قلیل ..وخیلی کم به حرفت گوش دادم
و معصیتی کثیر…………….ودر عوض گند زیاد زدم
و لسانی مقر بالذنوب……وخودم دارم می گم که غلط کردم
فکیف حیلتی………تو بگو چه گلی به سرم بگیرم
یا ستار العیوب…ای خدایی که گندهای من را لاپوشانی میکنی
ویا کاشف الکروب………….و حلال مشکلاتی
اغفر ذنوبی کلها…………..شتر دیدی ندیدی
بحرمة محمد وال محمد..به گل روی حضرت محمدص وخانواده نازنینش
یا غفار یا غفار یا غفار……خیلی باحالی خیلی باحالی خیلی باحالی
عقیق
Share on Facebook
باسمه تعالی شأنه العزیز
با سلام
در خصوص مفهوم نفس الامری ولایت در اصطلاح « ولایت فقیه» سوالاتی به ذهن متبادر می شود که پردازندگان به این بحث می بایست به تحلیل همه جانبه آن بپردازند.
آیا مفهوم ولایت که در معرفت شهودی از آن سخن رفته و به عنوان مهمترین دریافت عارفان و حکیمان متاله از آن یاد می شود با ولایت فقه در فلسفه سیاسی از نوع اشتراک لفظی است و یا مشترک معنوی محسوب می شوند؟
بر همین اساس آیا ولایت در دوره غیبت امام دارای کثرت است که سالک به اقتضای عقل کلی در مشهد او حاضر می شود ویا منظور از این ولایت قراردادی است بین مردم و حاکم برای امر حکومت بر اساس مفاهیم کلی دین «ظاهر شریعت» ؟ نوع نگاه معرفتی به ولایت ، شناخت آن را نیز تحت تاثیر قرار می دهد به گونه ای که آیا در شناخت وی مراتب استدلال و شهود نقش ایفا می نمایند و یا عقل جمعی بر اساس منابع مشخص به این انتخاب مبادرت می ورزد؟ و سوالاتی در این زمینه
با تشکر
سید یاسر حسن پور
………………………………………..
بسم الله
با سلام خدمت استاد عزیز جناب آقای حسن پور
سوالاتی که مطرح نموده اید، جوابهایی طولانی می طلبد که بعد از بحث از اساس حکومت در اسلام ، حاکمیت سیاسی معصومان و ولایت در زمان غیبت به آن اشاره ای خواهد شد.ولی به طور مختصر باید بگویم که آن ولایتی که در عرفان از آن بحث می شود،با این ولایتی که اینجا مطرح شده است، متفاوت است. همانطور که استحضار دارید، ائمه اطهار علیهم السلام دارای ابعاد وجودی مختلفی بوده اند،که یکی از آنها حاکیت سیاسی و یکی دیگر هم ولایت بر نفوس و راهبری آنها به مقصد است. در اینجا وقتی ما از ولایت فقیه بحث می کنیم، منظور نیابت یک فقیه جامع الشرایط ازامام معصوم، در زمان غیبت است، آن هم فقط در جنبه حاکمیت سیاسی بر جامعه. و این عدم ظهور امام معصوم، دلیلی بر عدم حضورش نیست و همو قطب عالم امکان است و راهبر عارفان …
هر چند که از نوع برداشت و نگرش عرفا و برخی از حکما از ولایت هم سوالاتی به ذهن متبادر میشود که مجال بحث آن نیست و اینجا هم مقام سوال از آنها نیست!
Share on Facebook