…… شکوه دارم از تو اما نمی تونم بنویسم!
گفته بودن روز جمعه خبر خوبی میارن
آخه تقویمای دنیا که هزار تا جمعه دارن!
جمعه هایِ بی نشونی
جاده های آسمونی
نعشِ خورشید روی ابرا
ردّ یه پیرهن خونی!
ای قرارِ عصر جمعه!
ای شکستنی تر از دل!
خیلی وقته بی قرارن
شهرای شرقی کاگل!
پا بذار تو کوچه هامون
ای غریب بی نشونه!
شبایِ روشنِ جمعه
شبای نذری پذونه
پا بذار تو کوچه هامون
رویِ تقویمای پاره
رویِ برگای سیاهی
که هزار تا جمعه داره
که هزار تا جمعه داره…..
” عبد الجبار کاکائی”
Share on Facebook
به نظر من هر کاری و هر موجودی و لو اینکه تا حد اعلای خودش هم رشد کنه ماهیتش نمیتونه عوض بشه. مثلا هر مداحی و لو اینکه به عالی ترین درجه و مقام هم برسه همون مداحه با حد و اندازه خودش و موظف به انجام رسالت خودش. هیچ مداحی حتی اگه حاج منصور هم بشه نمیتونه واعظ بشه و مفتی دین. امان از اون روزی که مداح اهل بیت از رسالت اصلیش پا رو فراتر بذاره و بخواد رهبری فکری و مذهبی نسل جوان شیعه رو به دست بگیره! کار به جایی میرسه که اون مداح محترم خودشو در حدی میبینه که خیلی راحت در حضور مستمعین و مریداش به اون مرجع تقلید روشنفکر اون نسبتها رو بده و بعدش مجبور بشه بره عذر خواهی… . امروز به نظر من ما باید یه خونه تکونی اساسی از درون داشته باشیم . بعضی مناسبات رو از نو تعریف کنیم و یه آسیب شناسی جدی رو شروع کنیم تا دیر تر نشده. و علی الاسلام السلام
آموزش مداحی توسط فوق تخصص ارتوپد!
یا علی!
Share on Facebook